محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
77
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
از امراى اندلس كسانى چون عبد اللّه بن بلقين امير غرناطه كه رسولان خود را با رسولان المعتمد نزد امير المسلمين فرستاد و عمر المتوكل امير بطليوس با المعتمد در يارى خواستن از يوسف بن تاشفين سخت موافق بودند ، بويژه امير بطليوس كه مملكتش در معرض خطر واقع شده بود و پادشاه قشتاله بر او سخت مىگرفت . ابن صمادح امير المريه با اين دعوت موافق نبود . « 26 » برخى ديگر هم به سبب آنكه از طمعورزى مرابطون در تصاحب سراسر اندلس بيم داشتند ، با اين رأى توافقى نداشتند . صاحب الحلل الموشيه متن برخى از نامههايى را كه ميان آنان مبادله شده به دست داده است . گويند برخى نامههايى كه المعتمد بن عباد براى امير المسلمين يوسف بن تاشفين نوشته انشاى اوست و بعضى انشاى وزيرانش . از جمله نامهاى است به تاريخ جمادى الاول سال 478 يعنى چند ماه پس از سقوط طليطله كه در آن ، حال تباه اندلس وصف شده و از تفرق دلها و اختلاف اهواء سخن رفته است و در آن شرح تجاوزها و خونريزيهاى مسيحيان آمده است . البته برخى نامههاى ديگر در الحلل الموشيه گردآورى شده كه به نام المعتمد بن عباد است ، ولى از او نيست ؛ از جمله نامهاى است مربوط به قريب دويست سال بعد از اين ماجرا كه آن را محمد بن الفقيه ( ابن الاحمر ) پادشاه غرناطه به سلطان ابو يوسف المرينى پادشاه مغرب نوشته و از او براى مقابله با مسيحيان يارى خواسته است . « 27 » ما در اينجا انديشهء يارى خواستن اندلس را بخصوص از جهت ارتباط آن به المعتمد بن عباد مورد بحث قرار داديم . در آتيه دربارهء مراحل ديگر آن از ناحيهء ديگر به بحث خواهيم پرداخت . بههرحال ، زعيم مرابطون بعد از مشورتهاى طولانى و گفتگو با ديگر رؤسا و فقها به دعوت امراى اندلس پاسخ داد و حركت به اندلس را مشاركت در جهاد و يارى دين حق به حساب آورد ؛ ولى به توصيهء وزيرش عبد الرحمان بن اسبط كه اندلسى و از مردم المريه بود و از اوضاع اندلس آگاهى داشت ، گفت شرط قبول اين دعوت
--> ( 26 ) . رجوع كنيد به امير عبد الله : التبيان ، ص 103 و 104 . ( 27 ) . رجوع كنيد به الحلل الموشيه ، ص 30 و 31 . دوزى : 981 881 . p , II . V , muradidabbA . tsiH . اين نامه در كتاب الذخيرة السنيه ، ص 159 - 161 به نام محمد بن الاحمر ضبط شده است . و نيز رجوع كنيد به محمد عبد الله عنان : نهاية الاندلس ، چاپ دوم ، ص 89 .